تبليغاتX
شیر یا خط

شیر یا خط

نوشته هایی درباره زندگی، درس، کار و شاید در آینده درباره مهاجرت

 

چقدر زیاد شد این ننوشتن هام ....

این مدت همینطور که انتظار رسیدن نامه پزیرش کذایی رو می کشیدم خیلی از این شاخه به اون شاخه پریدم . عاشق کارها و رشته ها و شغل های لوکسی که خیلی وقت ها دوستشون داشتم ، ولی نه فقط بخاطر لوکس بودنشون ، شدم . تحصیل در رشته هتلداری و جهانگردی در سوییس ، رشته کامپیوتر توی کمبریج ، خلبانی توی مدارس خصوصی آمریکا و ..... . ولی آخرش رسیدم به همون انتظاری که ممکنه تا ۷ روز دیگه تموم بشه .  

مثلا شب قدره ، در پی تغییرات عمده ای که توی اعتقادات و رفتار و کردارم پدیدار شده امشب ، برخلاف سال های قبل ، در خانه بسر می برم. ولی دلم گرفته ! شاید برم بام تهران و تهران رو از بالاتر ببینم که شاید دلم باز بشه . نمی دونم چه سری توی دیدن تهران از بالا هست که انقدر گرفتارش ام . هر چند از وقتی اون صندلی ها و چراغ های لعنتی رو نصب کردن دیگه مثل قبل نیست ولی خب ... 

وقتی علامت زرد رنگ آپدیت شدن ویندوزم روشن میشه ذوق می کنم، انگار دارم به بچه ام غذا میدم :) الانم روشن شد .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:51  توسط مهدی  |