تبليغاتX
شیر یا خط

شیر یا خط

نوشته هایی درباره زندگی، درس، کار و شاید در آینده درباره مهاجرت

 

پاراگراف اول هیچ ربطی به نیوزیلند نداره !! برو پاراگراف آخر

خیلی وقت بود که سری به بلاگفا و خاطرات بلاگفاییم نزده بودم . امشب بعد از مدت ها اون ۲ تا نامه ای رو که به ایمیلم فرستاده بودی دوباره خوندم . برام خیلی جالب بود که احساس کردم دلم برات تنگ شده ! شاید هم اثرات خستگی از درس و چیزای دیگه باشه ، ولی به هر حال حس جدیدی بود .

جدیدا ، یعنی همین امروز عصر به پیشنهاد یک دوست سری به سایت های مهاجرت به نیوزیلند زدم که ببینم دنیا دست کیه و کی به کیه . خیلی تعریف می کرد ، هم از سهولت پروسه مهاجرتش نسبت به کانادا و آمریکا ، هم از نظر آب و هوا و آینده شغلی . کشوری کم جمعیت ، با رشد جمعیت منفی و میانگین سن ۴۰ سال . کشاورزی و دامداری هم شغل اصلیشونه و عمده درآمدشون از همین راهه . مسلمان هم کم نداره ، البته اکثرا مسیحی هستن و مسلمان هاشون هم اکثرا هندی هستن . تعصب مذهبی و ممنوعیت حجاب هم به هیچ وجه نداره . در کل به نظر خوب میومد . حالا باز اگر کسی خواست اطلاعات کسب کنه میتونه به لینک هایی که گذاشتم مراجعه کنه .

نیوزیلند 1

نیوزیلند 2

نیوزیلند 3

نیوزیلند 4

فعلا همینا کافیه

ایام خوش

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 0:35  توسط مهدی  | 

 

  • هم اتاقی

اووووف . خسته شدم بخدا . له له ام . اگه بدونید چه اعصابی می خواد سر و کله زدن با آدم هایی که ۲ زار حرف حساب سرشون نمیشه ! مسئولین دانشگاه رو می گم . کشتم خودم رو تا تونستم خوابگاه بگیرم . آخر سر وقتی داشتم با معرفی نامه ای که مسئول خوابگاه برای گرفتن خوابگاه بهم داده بود از پیشش می رفتم ، بهم گفت هیچوقت تو یکی رو فراموش نمی کنم ، از بس که بهش پیله کردم و اعصابش رو خورد کردم  :))

وقتی رفتم تو خوابگاه و ازم پرسیدن می خوای با چه کسانی اتاق بگیری ، گفتم با ۳ تا دانشجوی سال اولی و غیر هم رشته ! میدونی این یعنی چی ؟  این یعنی ته ته غربت یک سال آخری . می تونی بفهمی که چقدر بهم فشار اومد وقتی این حرف رو زدم ؟ حالا با ۳ تا دانشجوی سال اولی متالورژی ای هم اتاقی شدم . یکی ترک ، یکی رشتی ، اون یکی هم هنوز نیومده ببینم کجاییه . خدا کنه لر نباشه که اگه باشه بیچاره ایم . آخه می گن لرها و ترک ها مثل آتش و پنبه می مونن . قصد توهین ندارم ، هر دو تا خوب هستن ولی با هم نمی سازن . تجربه اس دیگه . به هر حال دنیا همینه ، غصه خوردن و اعصاب خوردی هم نداره .

  • ماه رمضان

به سلامتی ماه هم که دیده شد و ماه مبارک هم شروع . خیلی دلم واسه ماه رمضان تنگ شده بود . خیلی احساس می کردم تو شرایط فعلی بهش نیاز دارم ، که خدا رو ۱۰۰ هزار مرتبه شکر خودش از راه رسید ، البته با کمک دفتر مقام معظم رهبری !

ایام بکام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 9:43  توسط مهدی  |